توضیحات
«اکنون اینجا باش»: کتابی که از دست یک استاد هاروارد بیرون آمد
«اکنون اینجا باش» (Be Here Now) نه مثل کتابهای معنوی معمول نوشته شده و نه مثل آنها به نظر میرسد. بخش اصلیاش روی کاغذ قهوهای چاپ شده، متنهایش دستنویساند و لابهلای نقاشیها شناورند. گاهی باید کتاب را بچرخانی تا یک جمله را بخوانی. و داستان پشتش، از خودش عجیبتر است.

مردی که همهچیز داشت
نویسندهٔ کتاب، رام داس، با نام ریچارد آلپرت به دنیا آمد. آلپرت در اوج موفقیت بود. روانشناسی سرشناس در هاروارد، با ماشینهای اسپرت و هواپیمای شخصی — تجسم همان رؤیای آمریکایی ایدهآل. خودش در کتاب مینویسد که در همان دوران الکل مینوشید تا میلی را بپوشاند که از آن فرار میکرد: میل به یافتن معنایی عمیقتر. او از سال ۱۹۶۱ در هاروارد کاوش در حالتهای مختلف هوشیاری انسان را آغاز کرد، در پژوهشهای مشترکی با تیموتی لیری. نتیجهٔ این آزمایشها اخراجش از دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۶۳ بود.
و اینجاست که بخش جالب شروع میشود. او در کتاب از اضطرابی مینویسد که وقتی فهمید این پژوهشها به پرسشهای معنویاش پاسخ نمیدهند، به سراغش آمد. چیزی را تجربه کرده بود، اما نمیتوانست در آن بماند. و همین بنبست، او را به هند کشاند.
جملهای که اسم کتاب شد
در سفر هند، راهنمایی داشت به نام بهاگاوان داس که او را همراهی میکرد. و از دل همین همراهی، عنوان کتاب بیرون آمد.
عنوان نسخهٔ ۱۹۷۱ از جملهای میآید که راهنمای او، بهاگاوان داس، در طول سفرهایش در هند به او میگفت. خودِ رام داس ماجرا را اینطور تعریف میکند: جایی مینشستند و او شروع میکرد که «یادت هست آن وقتی که من و تیم…» و بهاگاوان داس حرفش را قطع میکرد. تکرار میکرد که گذشته را رها کن. همینجا باش. همین حالا.
بعد آلپرت با معلم خود، نیم کارولی بابا، رابطهٔ مرید و مرادی آغاز کرد و نام معنوی «بابا رام داس» را گرفت که معنایش «خدمتگزار رام» یا «خدمتگزار خداوند» است.
کتاب چطور ساخته شد؟
این هم بخشی از داستان است.
اثر ابتدا بهشکل جزوه توسط بنیاد لاما توزیع شد و سپس در سال ۱۹۷۱ بهصورت کتاب منتشر شد. عنوان اولیهاش «از بیندو تا اوجاس» بود و تصویرگریاش را ساکنان جامعهٔ لاما انجام دادند. بنیاد لاما یک اجتماع معنوی در تائوس نیومکزیکو بود. یعنی کتاب در یک انتشاراتی تجاری طراحی نشد؛ در یک کمون ساخته شد. همین توضیح میدهد چرا ظاهرش با هر کتاب دیگری فرق دارد. روی جلدش یک ماندالا هست که در آن صندلیای میان خطوط شعاعی قرار گرفته و کلمهٔ «به یاد داشته باش» چهار بار تکرار شده است.
چهار بخش، چهار کتاب متفاوت
کتاب به چهار بخش تقسیم شده است. و نکته اینجاست که این چهار بخش واقعاً چهار چیز متفاوتاند — انگار چهار کتاب را کنار هم صحافی کرده باشند.
بخش اول — سفر: دگردیسی دکتر ریچارد آلپرت به بابا رام داس
زندگینامهای کوتاه: کارش بهعنوان روانشناس، پژوهش با تیموتی لیری در هاروارد، اضطرابش وقتی دید این پژوهش به پرسشهایش پاسخ نمیدهد، و بعد سفر به هند و دیدار با معلمش. این بخش به نثر معمولی نوشته شده و راحتترین بخش برای خواندن است.
بخش دوم — از بیندو تا اوجاس: کتاب اصلی
بلندترین بخش کتاب: مجموعهای از گفتههای متافیزیکی، معنوی و دینی، همراه با تصویر. بیندو واژهای سانسکریت به معنای «نقطهٔ کوچک» است و اوجاس یعنی «نیرو» یا «حیات». این همان بخش کاغذ قهوهای است و همان بخشی که خواندنش سخت است. چون کتاب به شکل تصاویر و متنهایی که هنرمندانه جایگذاری شدهاند طراحی شده، خواننده باید واقعاً تمرکز کند تا بتواند بخواند. بعضی این را عیب میدانند. بعضی معتقدند دقیقاً همین است که کار میکند: کتابی که دربارهٔ «حاضر بودن» است، تو را مجبور میکند حاضر باشی. نمیتوانی سرسری از رویش رد شوی.
بخش سوم — کتاب آشپزی برای یک زندگی مقدس
راهنمایی برای شروع مسیر یوگا یا سلوک، که شیوهٔ تمرین یوگا و مراقبه را توضیح میدهد و نقلقولهای فراوانی از معلمان ادیان مختلف دارد. تمرینهای پرانایاما، یوگا و مراقبه در همین بخشاند. اسم بخش هم بیدلیل انتخاب نشده: دستورالعمل. نه نظریه.
بخش چهارم — کیکهای نقاشیشده
این یکی فهرست کتاب است، ولی با دستهبندی عجیبی. کتابها تقسیم شدهاند به «کتابهایی که باید با آنها زندگی کرد»، «کتابهایی که هر از گاهی باید به دیدنشان رفت»، و «کتابهایی که خوب است آدم با آنها آشنا شده باشد». خودِ عنوان بخش یک ضربالمثل ذن است: کیک نقاشیشده گرسنگی را رفع نمیکند. یعنی: اینها فقط کتاباند. بهجایشان نمینشینند.
چرا این کتاب مهم شد؟
کتاب از زمان انتشارش در ۱۹۷۱ تا امروز هرگز از چاپ خارج نشده و بیش از دو میلیون نسخه فروخته است. این اثر که فضای زمانه را تغییر داد، موجی به راه انداخت که سنتها و تمرینهای معنوی شرق را برای مخاطب غربی دسترسپذیر کرد. برای فهمیدن اهمیتش باید زمینهٔ تاریخی را دید. در سال ۱۹۷۱، یوگا و مراقبه و ودانتا برای آمریکایی متوسط موضوعاتی دوردست و نامفهوم بودند. این کتاب آنها را به زبانی ترجمه کرد که نسل جوان آن دهه میفهمید — نه فقط از نظر زبان، بلکه از نظر شکل.
رام داس تا پایان عمرش در سال ۲۰۱۹ معلمی معنوی برای چند نسل و یک چهرهٔ فرهنگی باقی ماند. او پس از سکتهای که زندگیاش را تغییر داد، باقی عمرش را در مائویی گذراند و به نوشتن و برگزاری خلوتها ادامه داد. او بنیادهای متعددی را تأسیس یا همبنیانگذاری کرد، از جمله بنیاد لاما و آشرام نیم کارولی بابا در تائوس نیومکزیکو.





